قهرمان ميرزا عين السلطنه

549

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مشغول صحبت با ميرزا ابراهيم بود . مدتى نزاع و مرافعه كرده تا ريسمانى اندازهء گردن و مچ دستش را گرفتم . سردارى و كلاهم هردو پاره شد . ماشاء الله خرزور است . قدش از تمام ماها بلندتر است . من و حضرت و الا كه قدى نداريم . بعد آقاى عماد - السلطنه رفته هرطور بود تولوى خان را اندرون آورد . اين موقع خيلى تماشا داشت . بارى در چادر بالاى خيابان حجله بود . عروس و داماد را من دست‌به‌دست دادم . . . « 1 » چادر را خلوت كرده رفتيم . قدرى صحبت شد . هريك به جاهاى خود رفتيم . . . « 1 » چادر من سرد [ بود ] و لحاف يك دانه گذاشته بودند . بسيار خوش گذشت . خداوند مبارك كند . انشاء الله عروسى بزرگ زودتر خواهد شد . عروس [ و ] داماد آنقدر غريب نبودند كه سخت و تلخ بگذرد . تولوى خان تولدش در دهم شعبان المعظم 1293 هجرى ، 30 اوت 1876 مسيحى شده است . تولد من شب يكشنبه دهم شهر ذيقعدهء 1288 هجرى - 21 جانيورى 1872 مسيحى در طهران واقع شد . جمعه 18 - صبح عوض داماد با محمد حسن ميرزا حمام رفتم . از آنجا باغ آمديم . تا عصر به تماشا و صحبت گذشت . شب منزل آمدم . وضع و با دوشنبه 28 ربيع الاول - يك هفته تمام است كه ناخوش هستم . امروز نوبه نيامد و حالتم بهتر است كه مىتوانم چيز بنويسم . روز سيم از ناخوشى طورى سخت و صعب سردرد و تب آمد كه خدا شاهد است تا امروز به آن سختى و تلخى ناخوشى نكشيده بودم . از صبح تا غروب همين‌طور فرياد و فغان من بلند بود و مثل روز قيامت به من گذشت . هنوز از آن سردرد سرم گيج است . خداوند نصيب نكند . بارى امروز باغ رفتم . حكيم سفارت روس دوا داده بود خوردم . الحمد لله نوبه نيامد . اگر يك روز ديگر آن سردرد مىآمد البته هلاك شده بودم . عصر كه منزل آمدم گلين خانم تب و نوبه سختى كرده بود . هواى شمران سرد شده . تمام مردم رفته‌اند . از ترس خبرهاى شهر حضرت و الا نمىگذارد برويم . در شهر ناخوشى هست اما نه زياد بلكه خيلى كم . حكيم روس هم مىگفت هست . ميرزا محمد حسين طبيب هم نوشته بود هست . روزى پنج شش نفر تلف مىشوند . وزيرمختار ايتاليا و اغلبى از فرنگيها هم رفته‌اند . به هرجهت بايد رفت . خداى شهر و شمران يكى است . عزيزه خانم هم تب كرده است . تولوى خان شهر رفته بود . مىگفت آقاى عماد السلطنه هم نوبه كرده حالا بهتر است . من كه از اين ناخوشى بقدرى كثيف و لاغر شده‌ام كه شناخته نمىشوم . لاغر كه بودم حالا لاغرتر شده‌ام . هوا امشب ابر شده گمان است باران بيايد و آسوده شويم . اعليحضرت قصر سلطنت‌آباد تشريف دارند . كدوى زرد سه‌شنبه 29 - صبح بعد از اصلاح ريش و زلف و خواندن قدرى كتاب باغ

--> ( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .